|
نویسنده : سمیه گل بینی مفرد
|
|
پاییز داره کم کم کوله بارش رو جمع میکنه ومیره
راستی شمارش اون ها تموم شد؟
یک وقت کم که نیاوردید؟
اگه اضافه آوردید اشکال نداره مال خودتون
اما مهم کم نیاوردنشه
هنوز متوجه نشدی چی میگم؟
ای بابا جوجه های آخر پاییز رو میگم دیگه
راستی یلداست ها.هیچ حواستون هست
ببینم هندونه و آجیل و....که به راه دیگه نه؟
همیشه دلم میخواست یک شب خاص باشه
تاحالا که نشده ولی خوب امیداورم که امسال بشه
باز هم یک سال دیگه به عمر من اضافه شد
بازم هم من یک بار دیگه بلند ترین شب سال رو دیدم
وبازهم یک بار دیگه جشن گرفتن برای تولد من اومد
اما امسال با اسل های دیگه خیلی فرق داره
میخوای بدونی؟
خوب یکی اینکه امسال برای اولین بار شب تولدم با اولین
شب اجرای تئاترم یکی شده
خوب یکیش هم میتونه این باشه که امسال جشن تولدم رو تو
خونه نمیگیرم توی تالار پیش اعضای گروه میگیرم
ویکیش هم میتونه این باشه امسال با بهترین کسایی که همیشه
دوست داشتم حتی واسه یک بارم شده
کنار هم باشیم و باهم یاد خاطرات قدیم رو بکنیم هستم
پس امسال سال خیلی خوبیه
اما جای یک نفر خیلی خالیه
کاش اونم بود اینجوری خیلی بهتر میشد
اما خوب چه میشه کرد؟به قول مامانم زندگی دیگه باید بگذره
ولی امیدوارم اون یک نفر هرجا که هست تو هر موقعیتی که هست
خوشبخت باشه و من شاهد موفقیت هاش باشم
یادتون نره هاحتما واسه نمایش ما بیاید
ای بابا دیگه داشت یادم میرفت.{farhad mehrad}

تولدم مبارک




